ميرزا خانلرخان
314
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
به هدر برود . از هرقطعه زمين سالى دو سه حاصل برمىدارند . معذلك در غايت عسرت گذران مىكنند . اغلب رعيتش نان ارزن مىخورند كه قادر به نان جو هم نيستند . زمين زراعت بسيار است ، آب ندارند . در كوهسار محل ديمهكارى دارند و هميشه مىكارند . اگر بارندگى خوب شد ، خوب مىشود و اگر نشد چنانچه اغلب نمىشود ، همان بذر زراعت هم از دستشان مىرود . در هرجائى مختصر ابريشمكارى هم دارند . كسب و صنعتشان هم منحصر است به كرباس در همهجا ، و فرش قالى در بلوك درخش . و اين صنعت قالى را خوب تكميل كردهاند به درجهاى كه طرح و آبورنگ قالى از شال كشميرى هيچ كمتر نيست . حشمة الملك امير قائن « 1 » دو دستگاه « در عمارت مزرعهء خود » ديدم دائر نموده كه براى پيشكشى اعليحضرت همييونى هرسال
--> ( 1 ) - آقاى مهدى بامداد در كتاب تاريخ رجال ايران جلد دوم صفحه 341 در شرححال امير علم خان حشمة الملك مىنويسد : « امير علم خان حشمت الملك ( امير علم خان سوم ) حكمران قائن و سيستان فرزند امير اسد اللّه خان حسام الدوله كه از حكام و امراء معروف خراسان بوده است ، پس از اينكه محمد حسن خان سالار پسر اللّه يار خان آصف الدوله قاجار دولو ، بر نواحى خراسان استيلا يافت ( 1262 - 1266 ه ق ) به طرف قائن اردوكشى كرد . امير اسد اللّه خان تاب مقاومت او را نياورده به طرف هرات فرار نمود و چندى در آنجا اقامت گزيد و فرزندش امير علم خان گرفتار گرديد . نامبرده چندى در مشهد زندانى بود و پس از مدتى از زندان فرار كرده خود را به هرات رسانيد و به پدر خويش پيوست و تا مدتى كه امور خراسان منظم نگرديده بود ، پدر و پسر باهم در هرات بسر مىبردند . و پس از ختم غائلهء سالار ، دوباره به محل حكمرانى خود بازگشتند . امير علم خان پس از درگذشت پدرش حاكم قائنات و بعد بواسطهء عرضه و كفايتى كه از خود بروز داد ، حكومت سيستان هم تحت تصدى وى ضميمهء حكومت قائن گرديد . در سال 1284 ه - ق كه ناصر الدين شاه به خراسان مسافرت نمود ، ( سفر اول ) امير علم خان كه به احترام شاه به مشهد آمد و بحضور شاه رسيد ، در اين سال ملقب به حشمت الملك گرديد و در سال 1309 ق با منصب امير تومانى بواسطهء خدماتى كه انجام -